شیار 143
نام نویسنده
صفحات
ناشر سوره مهر
سال نشر
با داستان «شیار ۱۴۳» انتظار و تب‌و‌تاب یک مادر برای فرزندش را می‏توان به خوبی حس کرد. مادری که ۱۵ سال درحالی‌که رادیو به کمر بسته، منتظر خبری از پسرش محمدجعفر است. « شیار ۱۴۳» روایتگر ماجرای واقعی نوجوان ۱۳ ساله است که از روستای خود همراه دوستانش عازم جنگ می‏شوند. چند نفر آن‌ها شهید می‌شوند و بقیه برمی‏گردند؛ اما از محمدجعفر هیچ خبری نیست. مادر به امید اینکه پسرش اسیر است، سال‌ها مونس و همدم رادیو می‏شود تا خبری از محمد به دست بیاورد. پس از جنگ و بازگشت اسرا، شور و امید مادر بیشتر می‏شود. اسرا یکی‌یکی برمی‏گردند. در این میان کسی اطلاع می‏دهد که خبری از محمد دارد. مادر با امید به سراغ اسیری می‏رود که گفته محمد را در اردوگاه دیده و می‏شناسد؛ اما... .