نام پرونده

معرفت شناسی اسلامی

دریافت فایل

درباره پرونده

وقتی در پارک قدم می زنیم و به گلها، درختان و آبنمای وسط پارک نگاه می کنیم، به طور ساده و ابتدایی در خود می یابیم که این اشیا همگی در خارج از ما وجود دارند. ما به واسطه ی مجاری ادراک خود آنان را دریافت می کنیم. سپس صورتی از آن را در ذهن خود ترسیم کرده و آن را حفظ می کنیم. حال هر بار به این پارک برگردیم با این صورت ها آشنا هستیم، زیرا از حافظه خود کمک می گیریم و آنها را به خاطر می آوریم. در نگاه نخست پیچیدگی خاصی در این فرایند احساس نمی کنیم. وقتی کتاب اشارات ابن سینا را آغاز می کنیم، دغدغه ی نخست او این است که انسان ها در این واقعیت که محسوساتی وجود دارد، اتفاق دارند. بنابراین آغاز فلسفه بر تنبیهاتی استوار است که انسان بتواند از این محسوسات و جزئیات عبور کرده و از درون این محسوسات معقولات و کلیات را دریابد. یا هنگامی که صفحات نخست نهایه الحکمه را ورق می زنیم، می بینیم که ما تردیدی نداریم که واقعاً و حقیقتاً هستیم، و نیز چیزهای دیگری هست که واقعاً و حقیقتاً خارج از ما وجود دارند. هوایی که استنشاق می کنیم، زمینی که روی آن قدم می زنیم و درختانی که پیش روی خود می بینیم، اشیاء واقعی خارجی هستند. اما وقتی ژرف تر به مسأله می اندیشیم، با پرسش های جدی تری روبرو هستیم. آیا واقعاً و حقیقتاً جهانی خارج از من و ادراکات من وجود دارد؟ اگر من به گونه ی بی واسطه با ادراکات خود سروکار دارم و به واسطه ی آنها با جهان خارج در ارتباطم، چرا باید به وجود اشیائی خارج از خود اعتماد کنم؟ حتی اگر فرض کنیم در خارج از من اشیائی وجود دارند، چگونه اطمینان کنم که آنها را به همان گونه که هستند، تصور می کنم؟ آیا وقتی به شیء خارجی خیره می شوم، در واقعِ امر هم به او نظر دارم یا تنها نگاهم به صورت ذهنی من است؟ این صورت ذهنی محصول انطباع شیء خارجی در ذهن یا نفس من است یا اینکه نفس من آن صورت را ساخته است؟ اگر فرض کنیم نفس من آن صورت را ساخته، آیا از روی موادی که ادراکات به او می دهند، می سازد یا با اتصال با عالمی دیگر و گرفتن صورت از آن به این کار می پردازد؟ به هر حال، این همه، پرسش هایی هستند که ذهن فلسفه پژوه معاصر را مشغول می کنند. این دست پرسش ها -که به طور جدی از کارهای کانت آغاز می شود و زائیده نگرش ایده آلیست های اروپایی است- توانست در مغرب زمین مسیر فلسفه را تغییر دهد. به گونه ای که دیگر کار فلسفه شناخت اشیا خارجی و روابط بین آنها نبود، بلکه شناخت یکسره معطوف به سازوکار ذهن و عملیات آگاهی بود. اگر بخواهیم بر این جنبش اروپایی نامی بگذاریم، بهتر است آن را «ایده آلیسم» بخوانیم و جریان فلسفه ی اسلامی را «رئالیسم». این نام که مورد پذیرش علامه طباطبایی (ره) در اصول فلسفه و روش رئالیسم قرار می گیرد، به شکافی بزرگ بین نگرش معرفت شناختی اسلامی و غربی دامن می زند. این شکاف موقعی عمق می یابد که علامه (ره) «ایده آلیسم» را مساوی «سفسطه» و «رئالیسم» را مساوی «فلسفه» می خواند . هرچند او تنها از «برکلی» و «شوپنهاور» نام می برد، اما وقتی در خواندن کتاب دقیق تر شویم، می بینیم روی سخن او با تمام ایده آلیست ها از کانت و هگل تا هوسرل است. در واقع وقتی فلسفه ی اسلامی را، تنها فلسفه بدانیم و فلسفه ی غرب را، سفسطه، گفتگویی بین این دو جریان شکل نمی گیرد. بزرگترین مواجهه ی فلسفه ی اسلامی و غربی در معرفت شناسی رخ می دهد و تا نتوانیم مسائل و مشکلات این حوزه را رفع کنیم، نمی توانیم تعریف درستی از فلسفه داشته باشیم. این کوشش -که با نوشتن کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» آغاز می شود- در این چهار دهه پیشرفت های خوبی به خود می بیند؛ به طوری که شکاف ژرف «سفسطه» و «فلسفه»، با برجسته کردن «حیث حکایی نفس» به مثابه جنبه اصلی صور ذهنی در مبحث معرفت شناسی اسلامی این امکان را می یابد تا با «حیثیت التفاتی» هوسرل -که هنوز سودای ایده آلیستی در سر دارد- بسیار نزدیک شود . کتاب قطور «مطابقت صور ذهنی با خارج» کوششی است معرفت شناسانه که تحت راهنمایی های اساتید موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) نوشته شده و در فرایند ارزیابی اعضای برجسته هیأت علمی گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پذیرفته شده است. خالی از لطف نیست که نگاهی به مقدمه کتاب «حیث التفاتی و حقیقت علم در پدیدارشناسی هوسرل و فلسفه ی اسلامی» بیندازیم تا بفهمیم که چگونه مباحث معرفتی فارابی و ابن سینا توانسته از مجرای فلسفه ی قرون وسطی بر پدیدارشناسی برنتانو و هوسرل تأثیرگذار باشد. اثر دیگری که می توان از آن به عنوان کتابی جریان ساز در حوزه ی معرفت شناسی اسلامی نام برد، «اصول معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ علم حضوری» است. محور کتاب «مطابقت ذهن با خارج» به فراخور موضوع آن پیرامون علم حصولی می گردد، زیرا جریان مطابقت تنها در این نوع از علم معنای محصلی دارد. اما دکتر مهدی حائری یزدی در نظر دارد، پایان نامه دکتری خود را در فضای فلسفه ی تحلیلی امریکای شمالی پیرامون علم حضوری بنویسد. او که به خوبی با فیلسوفان اسلامی نظیر ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا و فلسفه های کانت، هیوم، راسل و ویتگنشتاین آشناست، تلاش می کند بتواند تحت نظارت سخت گیرانه و موشکافانه ی اساتید فلسفه ی تحلیلی آن دوره علم حضوری را در فلسفه و عرفان اسلامی با زبان تحلیلی تبیین کند. البته اگر بخواهید با زبان فلسفه ی اسلامی، معرفت شناسی او را پی گیرید، بهتر است به کتاب «فلسفه ی تحلیلی و نظریه ی شناخت در فلسفه ی اسلامی» مراجعه کنید. بخش دوم این کتاب تقریرات درس دکتر حائری یزدی در باب معرفت شناسی اسلامی است که به کوشش دکتر عبدالله نصری گردآوری شده است.
محتوای پرونده
موضوع کلیدواژه کتاب
درآمدی بر معرفت‌شناسی و مبانی معرفت دینی پیشینه و پیرنگ معرفت شناسی اسلامی حیثیت التفاتی و حقیقت علم در پدیدارشناسی هوسرل و فلسفه ی اسلامی فلسفه تحلیلی و نظریه شناخت در فلسفه ی اسلامی اصول فلسفه رئالیسم اصول معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ علم حضوری مطابقت صور ذهنی با خارج